دکتر سید فرزاد ایزدی

متخصص داخلی مغز و اعصاب


دوره اموزش الکترومیوگرا

نشاني مطب

كمسيون پزشكي

درمان موثروسريع فلج صورت

ليزر درماني در بيماريهاي

جان در معني فلسفي

به نظر شما جان در معني فلسفي آن چيست؟ پاسخ خود زا ارسال كنيد. منتظر جواب باشبد

من منتظر پاسخ بودم شاید بتوانم نظر بهتری ارائه دهم.

به نظر من جان نقطه ای است که جسم و روح در کنار هم یکی هستند وسپس با پدیده زایش بتدریج جدا میشوند نظر شما چیست؟ 19/05/92


آدرس مطب : 1
تلفن : 1 - 1

نظرات کاربران درباره این مطلب :

رها علینژاد [ 1394-04-22 ]
باسلام، جناب دکتر بسیار پاسختان تامل برانگیز است و درک آن خیلی سخت به نظر میرسد. از نظر بنده جان اگر مترادف با روح انسانی باشد خود خالق جسم است یعنی ظهوری از جان اتفاق می افتد که جسم نام دارد و پس از گذشت مدتی این ظهور به شکل دیگری در جریان می افتد. باده از ما مست شد نی ما ازو قالب از ما هست شد نی ما ازو

رضا [ 1394-01-10 ]
در ادبیات فارسی مترادف روان (روح انسانی ) هم آمده : اگر موری سخن گوید وگر موئی روان دارد من آن مور سخن گویم من آن مویم که جان دارد. روح حیوانی باشد. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). روح . نفس . جهن . (ناظم الاطباء). روح حیوانی چنانکه روان نفس ناطقه است و این معتقد شیخ ابن سینا است و بعضی گفته اند که جان مانند خورشید است و روان روشنی خورشید. (از آنندراج ). بعقیده ٔ گروهی جان با روان دو تا است : بعقیده ٔ قدما جسمی است لطیف و فناپذیر برخلاف روان که جسم نیست و فنا نپذیرد. مظروف و حال روان است . گویا جان ، نفس یا نفس حیوانی و روان روح یا نفس ناطقه باشد. آنچه تن به وی زنده است برخلاف روان که فانی نیست . جان رتبه ٔ ناسوتی دارد و روان از مجردات است و باهم دو باشند، پست تر از روان است یعنی روح حیوانی : و مردم را از گرد آمدن سه چیز آفرید یکی تن که او را بتازی بدن و جسد خوانند و دیگری جان که او را روح خوانند و سیوم روان که او را نفس خوانند. (از رساله ٔ ابوعلی سینا).

مردو آناهید [ 1392-11-02 ]
با درود جان در فرهنگ ِ ايران نيرويی است که به پديده‌ ای، با آميختگی ی ويژه ای، توان ِ خودآفرينی می بخشد. سلولهای پيکر جانداران، گياهان و جانوران، نيروی خودزايی دارند. يعنی طک سلول خوددايه = خدا است و خودش را می گستراند (مانند خودش را می آفريند). يک دانه در زمين با خدايان ِ هستی می آميزد و مانندهای خود را می آفريند. اين چنين دانه ای به نيروی جان آراسته است. هر گاه که تخم در زهدان ِ زن بار دار بشود جان می گيرد و پيوسته مانند ِ خود را می زايد و در ويژگی هايی دگرگون می شود. هرسلول پيکر جانور يا گياه جان دارند که خوددايه هستند. از اين روی آهورا = خورشيد يا ابر = آبرام را جان بخش ناميده اند. در آميختگی ی آرميتا(زمين)، رام(هوا يا باد)، مهر(گرما يا خور) و آناهيد (آب) پديده ی جان آفريده شده است. روح ناموجودی است که از کژپنداری و ناآگاهی بشر برخاسته است. از ديدگاه قرآن، روح به اراده‌ی الله، در پيکری، که از آب و خاک است، دميده شده و آدم خلق شده است. هرگاه که الله بخواهد، به اراده‌ی خود يا به کمک ملائکه، آن روح را پس می‌گيرد. روح، که ناشناخته‌ای در ذهن ِ مسلمانان است، بدون تن، آدم نيست. از ديدگاه رسول الله: روح پيش از خلقت آدم هم وجود داشته است، ولی، بدون مچاله‌ای از آب و خاک، آدم نبوده. در سوره‌ی بنی اسراييل (17) آيه 85 ، الله به روسول الله می‌گويد: از تو در باره‌ی روح سئوال می‌کنند، بگو: روح به امر رَب ِ من است و شما را، از علم، اندک ريزه‌ای داده است. (رَب = ارباب = صاحب) براستی هم علم ِ آخوندها بسيار اندک است. زيرا آنها هنوز معنای همين آيه را هم نفهميده‌اند و خود را روحانی خوانده‌اند.

سارا [ 1392-10-24 ]
جان تکامل ذهن و جسم میباشد یک روح با جسم به رسمیت شناخته می شود.احساس می کنم خالی از جان شده ام.انگاه که باید به تنهایی روزهایم را به دوش کشم.عشق معجزه می کند.وجان می دهد.

برای متن پیام فقط از حروف فارسی استفاده کنید .
این فرم صرفا جهت دریافت نظرات ، پیشنهادات و انتقادات کاربران در مورد مطلب فوق میباشد .
به سوالات پزشکی در این بخش پاسخ داده نمیشود .
از ارسال پیام های تبلیغاتی در این بخش خودداری نمایید .
حداکثر طول مجاز برای متن پیام 500 کاراکتر است .
نام و فامیل :
تلفن :
ایمیل :
متن پیـام :
Laser theratpy in facial palsyقابل توجه متخصصين نورولونوار عصب و عضله در بیماراچگونه به پزشک مراجعه کنیبیوگرافیبرنامه هفتگي و نشاني مطبتغذیه و ورزشجان در معني فلسفيخوب و بدروزه داری و بیماریهای مغسرگيجهعلائم جسمی اضطراب وافسردفلج صورتنقد پزشكي فيلمهاي سينمائنوار مغزنوار عصب و عضله EMGنوروفيدبك-بيوفيدبكچيستMSآنژیوگرافی مغزونورولوژیبيماران جالبخدمات مطبداروهاي ضد صرعسكته مغزيسردردصفحه اصلیسوالات پزشکیپیامهای کاربرانسایتهای دیگر